چون مدتهاست شبها به تته پته نمیافتم؛
توی اتوبان تهران-کرج، محمدعلی خان پشت فرمان پراید صندوقدارش نشسته بود. کت چاکدار به تن داشت و کراوات سرمهای زده بود. یک دسته از موهایی که از این سمت به آن سمت سرش برده بود بر اثر پنجرهی باز ماشین توی هوا بود و از پشت گردن و گوشهایش یک عالم عرق میریخت. سهربع ساعت بود که گم شده بودند. خانمش میگفت تلفن خواهرش یادش نیست و زنگ نمیزد که آدرس بپرسد. محمدعلی خان با سرعت پایین از خط بغل بزرگراه میرفت به هوای اینکه مثلاً دنبال خروجی میگردد، ولی حواساش جای دیگر بود. حواس خانمش هم جای دیگر بود. خانمش گرماش بود. همهی آرایشهایش داشت شر شر آب میشد و میریخت پایین. با بادبزناش محمدعلی و خودش را باد میزد. یقهی مانتویش باز بود و گردن و چاک بزرگ سینههایش را که از لباس شب بیرون مانده بود باد میزد. گردنبندش هیچ تکان نمیخورد. عین سنگ روی سینههای ثابتاش نشسته بود. محمدعلیخان خسته نبود و فقط توی دلش یک کمی باد پیچیده بود. اتفاقاً حالاش به خاطر عروسی نرفتن بهتر هم شده بود. هیچ از توی آینهی وسط، عقب را نگاه نمیکرد چون نورهای ماشینها کورش میکردند. یادش بود که پای تلفن منزل بهش گفته بودند یک جایی بعد از پارک ارم باید بپیچد ولی نپیچیده بود و حالا کم کم داشتند میرسیدند به عوارضی قزوین. از پنجره، باد بیجانای گاهی به صورتاش میخورد. دو دستی دولا بود روی فرمان پراید. زیر بغل کتاش خیس بود. انگشت اشارهاش که مثل کوکتل کوچک و چاق بود را از لای دکمههای پیراهن رد کرد و زیر سینهاش را خاراند. زیر سینهاش خیس بود. خانمش از طرف دیگر یک نفس باد میزد. محمدعلیخان فکر کرد که اگر همینطور بروند شاید خانم بیخیال عروسی بشود -حالا خانمش مدتها بود بیخیال شده بود- تا بتوانند وقتی که اتوبان به قزوین میرسد و میخواهند که از توی شهر برگردند، سری به زمینشان پایین تاکستان بزند. پسرشان کر و لال بود. محمدعلیخان کاملاً بیدلیل یاد این قضیه افتاده بود. عینک رانندگیاش را برداشت و عرق پلکهایش را با دستمال گرفت. تکههای پرز دستمال مثل پرندههایی که روی کرگدنها مینشینند لای خطهای عمیق صورت و پیشانی محمدعلیخان چسبیدند. خانمش همیشه برایش دستمال پارچهای تمیز توی جیب کتاش میگذاشت، ولی الان حتماً خیس خیس بود. خانمش عاشق مهستی بود. محمدعلیخان دست کرد توی داشبورد پراید و نوار کاست مهستی را از همان روی نوارهای دیگر برداشت و گذاشت توی ضبط و زد جلو. محمدعلیخان آهنگ آخری نوار را خیلی دوست داشت.